تبلیغات
دبستان پسرانه هیئت امنایی شهید بهشتی شهرستان بانه - نقش پیش دبستانی در توسعه یافتگی آموزش و یادگیری مهارتهای زندگی (قسمت اول)

بسمه تعالی

 

چکیده

نقش پیش دبستانی در توسعه یافتگی آموزش و یادگیری مهارتهای زندگی

       زمانی به آموزش کودک به عنوان امری خصوصی که تنها خانواده منشاء  تاثیر گذاری اساسی در سرنوشت آینده کودکان است توجه می شد . اما امروزه که جهان به کودک و تعلقات و نیازها ی اجتماعی و فعالیت  او بیشتر می نگرد . هنوز این سوال مطرح است که آیا آموزش در دوره حساس کودکی ( مراحل پیش از دبستان ) قادر است در سرنوشت بعدی کودکان تاثیر مثبت و سازنده بگذارد یا نه ؟

        با توجه به گسترش جدید پژوهشهای تجربی در زمینه روانشناسی کودک  و از آنجا که در دوران کودکی ساختار شخصیتی و رفتاری انسان بنیان گذاشته می شود و این دوران را ، دوران سر نوشت ساز و یا مثبت نامیده اند . پس بنابراین تحقق اهداف آموزش و پرورش در گرو تاسیس مراکز پیش دبستــــانی و توسعه آنها در جهت اهمیت بیشتر به رشد همه جانبه نیازهای کودک و پیشرفت موقعیت های آموزشی آینده کودکان مهم و اساسی قلمداد نموده اند .

       امروزه والدین به مراکزی که در جهت کیفیت و بهره وری فعالیتهای آموزشی و پرورشی مطلوب کودکان تلاش می کنند ، چشم دوخته اند و انتظار دارند تا آینده تحصیلی فرزندانشان ،  از هم اکنون در اینگونه مراکز آموزشی ، پیش دبستانی ( کارا و اثر بخش ) رقم زده شود .

      زیرا مساله دوران حساس رشد انسان خصوصاً دوران کودکی ، نیاز به تامین آینده ای اطمینان بخش و امیدوار کننده از طریق شکوفایی استعداد های ذاتی در این مراکز پیش دبستانی را برای خانواده ها از اولویتههای ویژه برخوردار  نموده و در مجموع تاثیر اینگونه محیط های آموزشی مطلوب را تامین زندگی بهتر در آینده را  مهم و اساسی قلمداد  می کنند .

        در این مقاله ابتدا به مواردی از قبیل تاریخچه مراکز پیش دبستانی  و اهمیت و ضرورت آن و اهداف مربوط به رشد عاطفی ـ اجتماعی ، جسمی ـ حرکتی ، زبانی ، شناختی ، اخلاقی و مذهبی  ، خلاقیت کودکان و راهکارهای جهت توسعه این گونه فضاها و مراکز آموزشی ارائه و پیشنهاد شده است .

مقدمه

 

        آموزش پیش دبستانی جریان قانونمند و هدفدار ی از آموزش است ، که کودکان را بر اساس خصوصیات و سطح پیشرفتشان با فراهم نمودن محیطی سر شار از انگیزه  پوشش می دهد . در این جریان فیزیکی ،  عقلانی ، روحی  و روحی اجتماعی کودکان به بهترین وجه در مسیر ارزشهای فرهنگی جامعه هدایت می شوند .

        آموزش و پرورش در سنین اولیه ، پله اول پلکان آموزش تلقی می شود . مقطع پیش دبستانی مرحله ای است که پیشرفت کودک بسیار سریع است بطوری که آموزش فراهم شده در این دوره بر روند پیشرفت کودک در سالهای آتی تاثیر بسیار دارد . تحقیقات دراز مدت نشان می دهد که قسمت اعظم نگرشهای کسب شده دوران کودکی شخصیت ، دیدگاه ها و عادات ، اعتقادات و سیستم ارزشــی شخصی را در سالهای بزرگسالی شکل می دهد و آن را به عنوان مرحله ای حساس در یادگیری و آموزش کودکان که نتیجه تعامل عوامل ارثی و محیطی است لازم و ضروری دانسته است .

        تمرین و آموزش باید در زمان معین و مشخص صورت گیرد زیرا در غیر این صورت عادات یادگیری نادرست پدید می آید ، سبب ضعف و کندی در کسب مهارتهای بعدی می گردد . که این مسئله در روانشناسی به مساله دوران حساس[1] یادگیری و رشد انسان مربوط می گردد که زمان عامل پدید آوردن دوران حساس است که با سریعترین دوران رشد انسان انطباق دارد از این رو باید سعی کرد که کودک را درزمان مناسب ، یعنی در زمانی که بر خورد های محیطی بیشترین تاثیر را در رشد و شکوفایی استعداد های ذاتی کودک می گذارد آموزش داد . چرا که آموزش دیرتر یا زودتر از این دوران حساس ، مشکلاتی را برای کودک بوجود می آورد . هر چیزی در هنگام تازگی به سهولت و راحتی بیشتری می تواند شکل داده شود زیرا قابلیت انعطاف و تغییر پذیری خود را از دست می دهد .

 

درخت جوان را می توان آرایش داد و به هر شکلی در آورد

ولی یک درخت  کاملاً رشد یافته از چنین خصوصیتی برخوردار نیست .

 

بالاخره ، اگر شخص بخواهد از قدرت استدلال کافی برخوردار گردد باید قوای او در زمانی که فکر و مغز آمادگی و قوای بدنیش بیشتر و حافظه اش قویتر است شکوفا نمود .

 

علل ظهور مراکز پیش دبستانی

        امروزه توجه به جنبه های مختلف رشد جسمی ، اجتماعی ، عاطفی و روانی و هوشی کودکان تامین فرصتهای آموزشی در اولین سالهای پیش دبستانی را می طلبد . به قول فروبل[2] کودک فقط در یک محیط غنی و سرشار می تواند علایق خود را از طریق تجربه آموزشی و فعالیت شخصی با گروههای همسال خود رشد دهد . موانعی چون عدم  آگاهی والدین و خانواده از مبانی روانشناسی ، نظام آموزش وپرورش را بر تاسیس مراکز پیش دبستانی جهت ایجاد فضایی خاص در فراهم نمودن موقعیتهای پیشرفت زمینه های رشد همه جانبه را طلبیده و نگرش مربیان و بزرگسالان را در جهات گوناگون رفتار کودکان دستخوش تغییرات مختلفی نموده است .

         از سالهای 1960 تا كنون  نیز ، مسیر تفکر و نگرش آموزش و پرورش دوران کودکی در جهت کشف دوباره افکار و خصوصیات ذهنی او قرار گرفته است . رشد مهارتهای کلامی ، پرورشی و رشد ذهنی کودکان در ایران  نیز از طریق فراهم نمودن برنامه های کیفی برای همه کودکان ، بویژه کودکان مناطق محروم از نظر فرهنگی و اقتصادی مورد تایید قرار گرفته است .

         کودکی درعمق وجود همه ی ماست با چشمان آنهاست که همگی باید به آینده آنها بیندیشیم . جهان پر از کودکانی باهوش و خلاق است که با ذوق و ابتکار خود به زندگی ما معنی می بخشند و بیایید با کمک هم در جهت بهبود کیفیت تحرکات و تغییر آنها فرایند رشد مطلق و ادراک کودکان را فراهم نماییم .

 

تاریخچه مراکز پیش دبستانی

         کودکستانها نسبت به مهد کودکها ریشه های عمیق تری دارند . باید گفت اولین کودکستان در سال 1837 در بلانکبرگ آلمان بوسیه فردریک  فروبل آلمانی بنا نهاده شده است . فروبل بازی را جزء مهمترین اهداف کودکستان و تعلیم و تربیت  کودکان می دانست که با محیط غنی مبتنی بر علایق کودکان ، تجربه آموزی و رشد شخصی آنها را پرورش داد . بعد از فروبل افرادی همچون ( کارل شوذر[3] ـ الیزابت پی بادی[4]  و سوزان بلاو[5]) اقداماتی در خصوص تاسیس مراکز پیش دبستانی به عمل آورده اند . به هر حال سالهای 1940 به بعد زمان گسترش عمیق تر کودکستانهای ضمیمه مدارس دولتی در بسیاری از کشورها است و در اوایل قرن بیستم نهضت اصلاح کودکستانها به همت یکی از شاگردان جان دیوی به نام ( پتی اسمیت هیل[6] ) سبب تاسیس رشته آموزش و پرورش در دانشگاههای کلمبیا گردید تا به تربیت افرادی که علاقه مند به کار در این آموزشگاهها بودند بپردازد .

         تاریخچه آموزش پیش دبستانی در ایران از سال 1298 با تاسیس کودکستانهایی بوسیله میسونرهای مذهبی و اقلیتها شروع شد . اولین کودکستان در ایران در سال 1303 در شهر تبریز توسط جبار باغچه بان ( عسکر زاده ) به نام باغچه اطفال تاسیس شد و در سال 1307 به همان سبک در شیراز کودکستانی تاسیس گردید که بیشتر فرزندان خانواده های مرفه در آنها شرکت می کردند .

         در تیر ماه 1310 اولین امتیاز تاسیس کودکستان از طرف وزارت معارف به نام خانم ( برسابه هوسپیان ) صادر شد . که سر آغاز  جدیدی در تاریخ آموزشهای پیش دبستانی است . اولین آیین نامه کودکستانها در سال 1312 به تصویب شورای عالی فرهنگ رسید . در سال 1344 ،  در وزارت فرهنگ اداره مستقلی برای کودکستانها  تاسیس شد .

         در سال 1335 نیز آیین نامه جدیدی  برای اداره امور کودکستــانها  به تصــویب رسید که در آن سن  ورود کودکان 6 ـ 3  سال قید گردید .

         در سال 1353 وزرات آموزش و پرورش طی بخشنامه ای اصلاحی در مواد آیین نامه ، فقط کودکان 5 سال حق ثبت نام در کلاسهای کودکستانی را داشتند .

         در سال 1354 با توجه به توسعه کودکستانها و تربیت مربی کودک ، دفتر برنامه ریزی آموزش ابتدایی  به دفتر آموزش  کودکستانی و ابتدایی تغییر نام یافت .

         اولین کودکستان شهرستان بانه به نام « کودکستان لاله » در سال 1353 تاسیس شد . البته کودکان خانواده های مرفه بخصــوص کارمندان عالی رتبــه در کودکستان مزبور شرکت می کردند و بازیها و مراقبتهای گروهی را تجربه می کردند .  آموزشهای مقدماتی آن توسط خانم « پروین بختیاری » شروع گردید و میزان جذب نو آموزان از سال  1376  تا  سال تحصیلی 84 ـ 83 به شرح نمودار زیر و با استقبال والدین از این نوع مراکز آموزشی بیان می شود[7] .

 

سال تحصیلی  ß

      

         به هر حال تحرک چشمگیر والدین نسبت به ثبت نام فرزندانشان در اینگونه مراکز ، تلاشهای آنها را در جهت افزایش توجه به آموزش موثرکودکانشان ،  به علت کمبود فضا های آموزشی با محدودیت و موانعی مواجه کرده است .

         در سال 1382 اولین آمادگی غیر انتفاعی ( شادمان ) در شهرستان بانه دایر گردید تا میزان نیازهای اولیا  ، در جهت بهبود کیفی رشد کودکانشان را تامین نماید و این گونه واحد ها مسئولیت طرح و برنامه ریزی  آموزش و پرورش پیش از دبستان را عهده دار شده اند .

 

 

اهمیت و ضرورت آموزش پیش دبستانی

         کودکی از مهمترین دوره زندگی آدمی است . در این دوره با طبیعت رابطه برقرار می کند و روابط اجتماعی خود را بنا می نهد و به مفهومی از خود دست می یابد . چرا که ساختار شخصیتی ، رفتاری ، اجتماعی و آموزشی انسان از دوران کودکی بنیان نهاده شده است .

2

3

         مطالعات در خصــوص رشد هوش و تجارب اولیه ثابت نمــوده است که % 50  رشد هوشی بین زمان تولد  تا سن 4 سالگی ،  %  30  بین سنین 4 تا 8 سالگی و % 20 باقی مانده در فاصله سنین 8 الی 17 سالگی کامل می گردد . با این وصف حدود  ـــ   توانایی هوشی فرد تا سن 6 سالگی شکل می گیرد . کودک به طور دائم در حال تاثیر پذیری از محیط و تاثیر گذاری بر آن  و آموختن است . هر چه محیط غنی تر و مناسب تر و روابط بین افراد آن صمیمانه تر باشد  برداشت کودک از محیط بیشتر است .

 

از ضروریات آموزش پیش دبستانی می توان موارد ذیل را بر شمرد .

1 ـ کودکان مناطق محروم به دلیل فقدان تسهیلات و وسایل و مواد آموزشی مناسب و سایر محرکهای فرهنگی و روانی که بطور نسبی امکان انجام بسیاری از فعالیتهای لازم برای رشد حسی ، حرکتی نظیر بازیهای موثر در رشد روانی را ندارند .

2 ـ والدین بی سوادی که توانایی تعامل موثر و مفید با کودکان خویش را ندارند .

3 ـ اشتغال مادران کارمند و کارگر خارج از خانه .

4 ـ کافی نبودن آگاهیهای والدین در مورد شناخت نیاز های فرزندانشان .

5 ـ نیازهای کودک به جامعه و جامعه به کودک آینده ساز .

6 ـ ضرورتهای بشر دوستانه و اجتماعی «وجود کودکان سر راهی ، خانواده های کم درآمد ، خانواده های پر جمعیت ، خانوده های محروم  و مادر از دست داده ، بازمانده های بی سر پرست و بازمانده ها از سوانح طبیعی .»

7 ـ انتشار نظرات و تجارب پژوهشگران روانشناسی رشد و تربیت .

         علاوه بر موارد فوق این مهم که کودک در ارتباط شدید روحی در مرحله بعد از تولد با اعضاء خانواده است ، حدود سه سالگی برای بودن با دیگران ، همسالان و بازی با آنها احساس نیاز می کند . گروههای هم سال محیطی را برای کودک فراهم می کنند که در آن خود را بشناسد و از طریق بازی پذیرفته شود ، با دیگران شریک شود ، از حقوق خود دفاع کند و به دیگران احترام بگذارد . بنابراین از دنیای خود محور به دنیای احساس اجتماعی قدم می گذارد .

 

اهداف آموزش پیش دبستانی

         هدف اساسی آموزش و پرورش پیش دبستانی فراهم نمودن شرایط محیطی ـ آموزشی جهت پرورش شخصیت کودکان در ابعاد رشد بدنی ، اعمال حسی ـ حرکتی ،  اجتماعی ، اخلاقی و ذهنی است که این امر بوسیله یک برنامه آموزشی صحیح و اصولی تحقق می یابد و تاثیر بسزایی درپیشرفت تحصیلی آنها در دروس مختلف دوره دبستان دارد[8] .

برنامه های پیش دبستانی شامل فعالیتها و تجربه های باشد که به رشد کودک در موارد ذیل بینجامد .  

ü  رشد جسمی و حرکتی : توسعه تواناییهای جسمی ، شناخت حواس و پرورش مهارت استفاده از آن ، توجه به محافظت اندامها « بهداشتی ـ ایمنی ـ تغذیه » ، شناخت محیط زیست و توجه به آن

ü  رشد عاطفی و اجتماعی : توانایی برقراری ارتباط با بزرگسالان و گروه همسالان ، شناخت مقررات و قوانین اجتماعی ، توسعه روابط اجتماعی

ü    رشد زبان و گفتار : پرورش مهارت زبان و لغت آموزی ، ایجاد روحیه پرسشگری

ü  رشد شناختی : شناخت محیط زیست و توجه به آن ، در ک مفاهیم اساسی علوم و ریاضی ، توسعه تواناییهای ذهنی « مشاهده ـ قدرت تمرکز ـ طبقه بندی ـ استدلال ـ حل مساله »

ü  رشد خلاقیت : ابراز وجود و درک زیباییها  ، تشویق و پرورش حس استقلال طلبی  و خلاقیت کودک ، پرورش ذوق هنری

ü  رشد نیازهای اخلاقی و دینی : شناخت فرهنگ و نشانه های  مذهبی و میهنی ، پذیرش عقاید و ارزشها و احترام به نظریات دیگران

      با توجه به اهداف فوق ، هدف اساسی آموزش و پرورش قبل از دبستان فراهم نمودن شرایط محیطی ـ آموزشی  مناسب جهت رشد شخصیت کودکان در ابعاد بدنی و اعمال حسی ـ حرکتی ، ذهنی ، اجتماعی ، اخلاقی و ذهنی است که این امر بوسیله یک برنامه آموزشی صحیح و اصولی تحقق می یابد .

 

 اهداف مربوط به رشد عاطفی ـ اجتماعی  

         سالهای بین 3 تا 6 سالگی مرحله شکل گیری شخصیت کودک است که با حساسیت زیاد وی نسبت  به محیط پیــرامون خود مشخص می شود . زمان آموزش قبل از دبستان است که با نفــوذ و تاثیر خانواده مطابقت و یا مقابله می کند . عملکرد اساسی آموزش قبل از دبستان آشنا کردن کودک با زندگی اجتماعی است .

         کودکان می آموزند که چگونه به صورت  جمعی با کودکانی که تقریباً همسن آنها هستند یا بزرگسالانی که اولیاء  آنها نیستند زندگی کنند . با توجه به خصوصیات و ویژگی های این دوره ، با فعالیتها و نظم و ترتیب آموزشگاه ، خود را تطبیق می دهند . آنها یاد می گیرند از بزرگترها اطاعت کنند ، اسباب بازی های که متعلق به دیگران را نباید بشکنند یا به خانه ببرند و نبایستی با یکدیگر دعوا کنند  . این ممنوعیتها دستورهای مجرد نیستند بلکه کودکان ، با اعمال خود کودکان مورد تایید یا انتقاد قرار می گیرند . کودکان در این سنین علاقه مند به طرح ریزی و مسئولیت پذیری و انجام دادن فعالیتهای اجتماعی هستند .  در هیچ دوره ای  این چنین آمادگی سریع و پذیرفتن فعالانه مسئولیت نیست که بایستی از طریق تجربه آموخته شود . بصورتی که از نخستین روز زندگی یا بزرگسالی باید قابلیت مسئولیت پذیری خویش را افزایش دهد . او از طریق کنشهای متقابل با والدین ، معلمان و همسالان به اهمیت مسئول بودن پی می برد . این حس زمانی در کودک بوجود می آید که :

v     به او مسئولیت داده شود .

v     در مورد اثر بخشی پاسخهای خویش ، محرک دریافت کند .

v     در مورد راههای گوناگون که در سایر موقعیتها مناسب هستند ، اطلاعاتی داشته باشد .

         کودکان علاقمندند ، که با همکاری و توجه بزرگسالان به ساختن چیزها بپردازند و یا برای ساختن و طرح ریزی به کودکان بپیوندد .

         کودکان در این دوره سنی عواطف خود را به صورت آشکار ابراز می کنند . بروز ناگهانی خشم و ترس در آنان بسیار عادی است . بعضی از روانشناسان اعتقاد دارند که باید به کودکان فرصت دهیم تا آزادانه احساسات خود را ابراز  کنند و با ابراز عواطف خود بتوانند آنها را تشخیص دهند . کودک در طول چند سال اول  زندگی  و تا حدود سن ورود به مدرسه ، روش غلبه بر خشم خود را به مرور می آموزد و آن را به کنترل خود  در می آورد . این در حالی است که قبل از سن مدرسه معمولاً ناراحتی و خشم خود را به صورت گریه ظاهر می کند ولی به تدریج یاد می گیرد که ناراحتی خود را به گونه های دیگر بیان کند . اولین موردی که مربی باید  با آن روبرو شود ، تفاوتها در سابقه اجتماعی شاگردان است که بایستی یک معلم یا مربی پیش از دبستان ضمن برقراری تماسهای منظم و نزدیک با والدین کودکان ، محیط خانوادگی هر کودک را  تحت نظر قرار دهد چرا که مربی بعد از پدر و مادر یکی از موثر ترین الگوها برای همانند سازی کودک است .

         در مراکز پیش دبستانی علاوه بر مربی ، گروه همسالان نقش بسیا رعمده ای در رشد کودک دارند . کودک از مربی و همسالان به عنوان الگو استفاده کرده و از آنها تقلید می کند  . مراکز پیش دبستانی دنیایی جدید را به روی کودک می گشاید ، دنیایی که عوامل جدید برای اجتماعی شدن وجود دارد ، که در آن آموزشهایی برای ارتباط با خود ، با کودکان دیگر و با بزرگترها و محیط یاد می گیرند که اجتماعی شدن کودکان در آموزشگاه در طول روز و در جریان فعالیتهای گوناگون اتفاق می افتد که یک شیوه ی زندگی است ، کودک به تدریج به عادت می گیرد .